X
تبلیغات
رایتل

الـــــــــــــــی جــــــــــوووووووـــــــــــنـــی...

پشت میز قمار دلهره عجیبی داشتم

برگی حکم داشتم

و دیگر هرچه بود ضعیف بود و پایین

بازی شروع شد

حاکم او بود و من محکوم

همه برگهایم رفتند و سربرگ بیش نماند

برگی از جنس وفا رو کرد

من بالاتر آمدم

بازی در دست من افتاد

عشق آمدم با حکم عشوه و ناز برید

و حکم آمد از جنس چشم سیاهش

زندگی

حکم پایین من بود و

باختم...

نوشته شده در 1391,04,22ساعت | 07:35 توسط الییییییییی جووووونی | نظرات (39)